۱۳۸۸ شهریور ۲۸, شنبه

پیشنهاد میکنم به تو
ای زمین
خاک
ای همنشین همیشه آشنا
میدانی تو از گذشته ها
بیهوده میرود آب چشمه ها
بنگر از قلهء که منم
نشسته با تو به راز و نیاز
پشت این قیلوله باد
بشنو صدای گلوله ها.

تقسیمت کرده اند
چاک به چاک
خط به چهره ات کشیده زمان
بر سر جویت همیشه کمین
تشنه اند تشنه آهوان.

من پیشنهاد میکنم به تو ای زمین
بیابان باش و بوته ها
ای همنشین من ای رو سیاه
درختان خشکیده اند در این دیار
پرنده رفته از آشیان
دریا ، نشسته به گل دیر گاه
با زخم گلویش نعره ها
بر ساحل تو ای همنشین
میزند هنوز دست و پا.
از کتاب شعر" بازیگر بی نقش" پاکستان ۱۹۸۷
نوشته شده توسط هوشنگ کیوانی هفشجانی در ساعت 11:3 بعد از ظهر لینک
GetBC(135);
آرشیو نظرات
پنجشنبه 28 آذر1387

مرا از خود بدانید
ای جماعت من کر و لالم
گویی چون شما خاموش
من هم خشت دیوارم.