۱۳۸۹ شهریور ۲, سه‌شنبه

پشت میله ها

آشنایم این سکوت است
مهربانم این سیاهی
خاطرات کهنه ام را
پاک میکند جدایی

گرَد شانه ام بدستی
میکشم بروی هستی
بدلم نمانده آهی
به سرم نمانده شوری

نه جوانم و نه پیرم
بین این هر دو اسیرم
اگرم کسی بپرسد
گویمش، بگو چه دیدم؟

آمدم خسته رسیدم
بندهای پا بریدم
پشت میله ها بجز، شب
چیز دیگری ندیدم

۱۳۸۹ مرداد ۱۲, سه‌شنبه

به یاد روانشاد شاپور بختیار


به یاد روانشاد دکتر شاپور بختیار

گویش هفشجانی(هوشنگانی)


برق ستاره پیدا

لورچ ایزَنه تو دنیا

هر جایی شی گرفدت

نگا بُکَن به بالا.

بینی تو بختیاره

هَنی نگاش به مایه

سیل ایکُنه به ایران

او هوُمنیشینه ماهه.

دَیر و ورَش زیادن

بشماری بیشُمَارن

گپ و کوچیک دیارن

ستاره های ماین.

هر چی که بختیار گوُ

مردم ایگون بجایش

تا بوُه هه دوامش

هر جا ایا صدایش.

دیرَ ایخورن نگا کن

پرچمشون سه رنگه

شیر نشون و افتو

تو آسمون بلنده.