عقربکها یک روز
همه روی عددی خواهد ماند
روزی میرسد از راه و در آن
شهر از رونق بازار تهی میگردد
کم کمک مردم دنیا همه جا خواهند رفت
کشتگاهی به بزرگی زمین
پُر از میوه و انواع گیاه
پرده خواهد گسترد
گاو و اسب و شتر و بره و بزغاله و مرغ
بچرا خواهد رفت
غربت زندگی مردم آواره بسر خواهد شد
خانه ها باز بروی همگان
کافه اتراقگه همسفران خواهد شد
شهروندی ز میان خواهد رفت
غل و زنجیر ز دست و دل مردم وا خواهد گردید
پای از بند نژاد،
و زبانها ز حریم وطن و مرز برون خواهد رفت
روزی میرسد از راه و در آن
ماشینها رختها را بدر آورده و گل را:
خواهند گفت درود
عشق معنای یکی گشتن انسا نها خواهد گردید
بچه ها در آن روز
شیر پستانک را تف خواهند کرد
رقص و آواز بدنها را
صیقل خواهد داد
و کچولیدن دیرینه آدم ،باز خواهد گردید
کوله بار همه در انباری خواهد پوسید
پای انسانها راهبر خواهد شد
و سفر واژه افتاده زپا
باز همراه سفر خواهد شد
همه در زیر درخت، سفره خواهند گسترد
آب هر چشمه حیات ابدی خواهد یافت
مردگان در آن روز
دوست دارند که یک بار دگر،
از نو زاده شوند
روزی میرسد از راه و در آن
اگه بیماری هست
به شفا بخشی داروها خواهد خندید
واژه ها در آن روز، معنی تازه به خود میگیرند
مثلا در آن روز:
همه مردم دنیا به درخت خواهند گفت.
بهترین دوست من؟ حالت خوش
و همه میدانند که نباید فرمود
انسان را حقی هست فزونتر ز حقوق یه کلاغ
انسان اشرف موجودی نیست
ارتباتات زبانها آن روز
دفتر سینه احساسات است
روزی میرسد از راه و در آن
نغمه بلبل را و صدای دو کبوتر را خواهیم شنید
چشمهامان یک روز
رو بسوی دلمان روشنک خواهد شد
طعم خوشبختی را
ساده خواهیم چشید
روزی میرسد از راه و در آن
بنده از رنج شکم بارگی دزد و ددان
طغیان خواهد کرد
زاهد و شیخ و آخوند ،از خیالات بشر
ریشه کن خواهد شد
بی که خونی ز سر انگشتی
بر زمینی بچکد
روزی میرسد از راه و در آن
انقلابی ز درون
انسانها را یک بار دگر
انسان خواهد کرد.
نگارش بسال ۱۹۹۵
همه روی عددی خواهد ماند
روزی میرسد از راه و در آن
شهر از رونق بازار تهی میگردد
کم کمک مردم دنیا همه جا خواهند رفت
کشتگاهی به بزرگی زمین
پُر از میوه و انواع گیاه
پرده خواهد گسترد
گاو و اسب و شتر و بره و بزغاله و مرغ
بچرا خواهد رفت
غربت زندگی مردم آواره بسر خواهد شد
خانه ها باز بروی همگان
کافه اتراقگه همسفران خواهد شد
شهروندی ز میان خواهد رفت
غل و زنجیر ز دست و دل مردم وا خواهد گردید
پای از بند نژاد،
و زبانها ز حریم وطن و مرز برون خواهد رفت
روزی میرسد از راه و در آن
ماشینها رختها را بدر آورده و گل را:
خواهند گفت درود
عشق معنای یکی گشتن انسا نها خواهد گردید
بچه ها در آن روز
شیر پستانک را تف خواهند کرد
رقص و آواز بدنها را
صیقل خواهد داد
و کچولیدن دیرینه آدم ،باز خواهد گردید
کوله بار همه در انباری خواهد پوسید
پای انسانها راهبر خواهد شد
و سفر واژه افتاده زپا
باز همراه سفر خواهد شد
همه در زیر درخت، سفره خواهند گسترد
آب هر چشمه حیات ابدی خواهد یافت
مردگان در آن روز
دوست دارند که یک بار دگر،
از نو زاده شوند
روزی میرسد از راه و در آن
اگه بیماری هست
به شفا بخشی داروها خواهد خندید
واژه ها در آن روز، معنی تازه به خود میگیرند
مثلا در آن روز:
همه مردم دنیا به درخت خواهند گفت.
بهترین دوست من؟ حالت خوش
و همه میدانند که نباید فرمود
انسان را حقی هست فزونتر ز حقوق یه کلاغ
انسان اشرف موجودی نیست
ارتباتات زبانها آن روز
دفتر سینه احساسات است
روزی میرسد از راه و در آن
نغمه بلبل را و صدای دو کبوتر را خواهیم شنید
چشمهامان یک روز
رو بسوی دلمان روشنک خواهد شد
طعم خوشبختی را
ساده خواهیم چشید
روزی میرسد از راه و در آن
بنده از رنج شکم بارگی دزد و ددان
طغیان خواهد کرد
زاهد و شیخ و آخوند ،از خیالات بشر
ریشه کن خواهد شد
بی که خونی ز سر انگشتی
بر زمینی بچکد
روزی میرسد از راه و در آن
انقلابی ز درون
انسانها را یک بار دگر
انسان خواهد کرد.
نگارش بسال ۱۹۹۵