۱۳۸۹ اردیبهشت ۳, جمعه

عوض خان

دنا* ای باد و باران خورده پیر
ز بالای تو من کی دیده ام زیر
به دامانت یکی افتاده باشد
بنالد پای او باشد به زنجیر
اگر بود آن زمانها عاشقی بود
تو میدادی به عاشقها دل شیر
جهان زشت زیبا مینمودی
ز بالای تو میشد دید نخجیر
چه شد آهو، نمیخواند چکاوک
گل اشکت نمیروید به شبگیر
نمیریزی چرا بر شانه هایت
چهل گیسوی خورشید جهانگیر
دنا برف زمستان آب گردید
کمان ماه را برخیز و بر گیر
به زه کن استخوان عاشقی را
بزن بر قلب اهریمن یکی تیر
عوض** را یاد آور ای جهان بین
بگو با مردم در بند دلگیر
نشد تسلیم پیش خان ظالم
مگر وقتی که ماهی*** را زدن تیر

نا- قله کوه جهانبین هفشجان
پهلوان عوض خان -شیر مردی از هفشجان که در مقابل قشون زورگووغارتگر یکی از خانها(یوسف خان،امیر مجاهد  کوچکترین برادر سرداراسعد  در زمان مظفرالدینشاه قاجار) تا پای جان مبارزه کرد و شهید شد
ماهی خاتون- شیر زنی که پا به پای شوهرش عوض خان تفنگ به دست گرفت و زمانی که شوهرش در تیر رس
گلوله های دشمن قرار میگیرد شجاعانه سینه سپر میکند و آماج گلوله قرار میگیرد و جان میسپارد
یادشان گرامی