۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۰, پنجشنبه

سر بسته رود ماه
از کوچه وبازار
افتاده به هر راه
رو کرده به دیوار.

آرام رود تا به سر بام
بر پله کشد پا
بر تارمه لبها
بوسد همه گلها.

شبهای پر از مهر
شبهای پر از ماه
خوا هم بزنم دست
بر حلقهء در گاه.

خواهم بشود برد
آهسته به همراه
خواهم بشود باز
گلها ی سر راه.