از بقلم کی رد شد
کی بوده اون براهه
تو تاریکی شنیدم
خش خش پا ز یاده.
هر شبه اون گذ شته
گذاشته بی جوابه
می دونه اون همیشه
که من می گم محاله.
نمی دونم می فهمه
یا گوش این و آنه
داد کشیدم تو یک شب
یه شب شدم مچاله.
می خوام یه شب ببینم
که شب چرا سیاهه
ستاره های میهن
چرا در آسمانه.
چرا یکی نشسته
اون دگری تو خوابه
یکی دلش گرفته
یکی سرش براهه.
یکی میاد از ایران
دنبال کار و باره
یکی تو فکره شاید
فردا نیاد دو باره.