خوب است یکی رفته ، بمانم
جایی بشوم خسته و آسوده بخوابم
آنگاه بخیزم ز سر شوقی و خندان
گویم چه! قشنگ است شنیدن
هی بشنوم از گوش شوم پُر ز شنیدن
هی سر بکشم هر طرفی شوررسیدن
دنبال کنم پچ پچ مرغان هوا را
حرفی بمیان آورم از آن همگان را
خوبی ببرم گاه و گهی بد به زبان را
دیوانه شوم گاه و گهی پیر مغان را
چیزی بشوم چون همگان لایق آن را
باشم به یکی فرقه و دلخوش که به جمعم
خوشحال شوم بی سبب از پشت درنگم
یک چیز هدف باشد و من تیر هدفها
سنتور زنم، یا که بگیرم ره دفها
تاریخ 1996 نه راه دف را پیش گرفتم و نه دیگر سنتور میزنم
جایی بشوم خسته و آسوده بخوابم
آنگاه بخیزم ز سر شوقی و خندان
گویم چه! قشنگ است شنیدن
هی بشنوم از گوش شوم پُر ز شنیدن
هی سر بکشم هر طرفی شوررسیدن
دنبال کنم پچ پچ مرغان هوا را
حرفی بمیان آورم از آن همگان را
خوبی ببرم گاه و گهی بد به زبان را
دیوانه شوم گاه و گهی پیر مغان را
چیزی بشوم چون همگان لایق آن را
باشم به یکی فرقه و دلخوش که به جمعم
خوشحال شوم بی سبب از پشت درنگم
یک چیز هدف باشد و من تیر هدفها
سنتور زنم، یا که بگیرم ره دفها
تاریخ 1996 نه راه دف را پیش گرفتم و نه دیگر سنتور میزنم