چالهً خاموش را باد میزنم
دیرک چادر را چراغ میزنم
نان سفت و خشکیده را
در چشمه به آب میزنم
گوش میدهم به ساز
چشمم را به خواب میزنم
شب میخوابم و فردا
دوباره به راه میزنم
در سینه قلبم را
به شتاب میزنم
میخوانم بلند و شاد
به اسبم لگام میزنم
اسب میرود به پیش
من چهه چهه مدام میزنم
دیرک چادر را چراغ میزنم
نان سفت و خشکیده را
در چشمه به آب میزنم
گوش میدهم به ساز
چشمم را به خواب میزنم
شب میخوابم و فردا
دوباره به راه میزنم
در سینه قلبم را
به شتاب میزنم
میخوانم بلند و شاد
به اسبم لگام میزنم
اسب میرود به پیش
من چهه چهه مدام میزنم