
جواد در گذشت
جواد را نمیدیدم تا اینکه هفته پیش با خبر شدم دو ماه پیش به ایران میرود و پس از دو روز مانده زندگیش به پایان میرسد هیچ چبز از پایش نینداخت از زمانی که در آمستردام دیدمش در خیابان بود زیر پلی زندگی میکرد از دولت حقوق بیکاری نمیگرفت کار هم نمیکرد
نه دیگر درختان منتظر او یند و نه پلی چشم به راهش
یادش گرامی
جواد آیا به دام عشق افتاد؟
یکی میگفت از روز شکارش
مسیحی بوده چون صیاد ، او هم
مسلمان گشته هنگام فرارش.
خودش هرگز نمیگوید مرامش
نمیپرسد کسی از روزگارش
شنیدم بچه هم دارد سه دختر
کشد هی پنجه بر ریش درازش.
رود آهسته لنگان سوی جنگل
درختان صف به صف در انتظارش
زمستان زیر پُل سقف اتاقش
نمیدانم چه میبیند به خوابش.
معلم بوده ایران پیشترها
شنیدم از میان گفته هایش
هنوزم میشمارد با سر انگشت
شمار تار موهای سیاهش.
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387 ساعت 23:10 شماره پست: 114
جواد را نمیدیدم تا اینکه هفته پیش با خبر شدم دو ماه پیش به ایران میرود و پس از دو روز مانده زندگیش به پایان میرسد هیچ چبز از پایش نینداخت از زمانی که در آمستردام دیدمش در خیابان بود زیر پلی زندگی میکرد از دولت حقوق بیکاری نمیگرفت کار هم نمیکرد
نه دیگر درختان منتظر او یند و نه پلی چشم به راهش
یادش گرامی
جواد آیا به دام عشق افتاد؟
یکی میگفت از روز شکارش
مسیحی بوده چون صیاد ، او هم
مسلمان گشته هنگام فرارش.
خودش هرگز نمیگوید مرامش
نمیپرسد کسی از روزگارش
شنیدم بچه هم دارد سه دختر
کشد هی پنجه بر ریش درازش.
رود آهسته لنگان سوی جنگل
درختان صف به صف در انتظارش
زمستان زیر پُل سقف اتاقش
نمیدانم چه میبیند به خوابش.
معلم بوده ایران پیشترها
شنیدم از میان گفته هایش
هنوزم میشمارد با سر انگشت
شمار تار موهای سیاهش.
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387 ساعت 23:10 شماره پست: 114