۱۳۸۹ خرداد ۱۶, یکشنبه

خس و خاشاک

وقت آن است که دستان شما
در هم حلقه بهار است امروز
گو که من رای ندادم به کسی
تا بپرسم ز چرایم امروز
از زمستان گذری میکردم
سرو میگفت کجایم امروز
آنطرف کاج سری جنبانید
بید خندیده به راهم امروز
هر چه را مینگرم میگوید
من هم بر سر کارم امروز
پیش از آنکه به دارم بکشند
سوی میخانه روانم امروز
مست میخواهم بینم همه را
تا ببینند بپایم امروز
ماه خرداد دگر باره رسید
خس وخا شاک رهایم امروز