شانه هایم پُل دستان من است
و سرم رهگذری که از آن میگذرد
پُل دستان من از روی دو پا میگذرد
زیر پایم ز خیابان شما میگذرد
از خیابان شما گشت سپا میگذرد
نان روزانه اش از دخل شما میگذرد
دشمن شیر زن و مرد ره است
دوست، از پیش شما میگذرد
هر که سیر است در این لشگر غیب
از خزر بی سر و سا میگذرد
وقت آن است که آسان گذرد
هر که از پیش شما میگذرد
پاچه اش گیر به جایی نکند
اگر از پیش خدا میگذرد
و سرم رهگذری که از آن میگذرد
پُل دستان من از روی دو پا میگذرد
زیر پایم ز خیابان شما میگذرد
از خیابان شما گشت سپا میگذرد
نان روزانه اش از دخل شما میگذرد
دشمن شیر زن و مرد ره است
دوست، از پیش شما میگذرد
هر که سیر است در این لشگر غیب
از خزر بی سر و سا میگذرد
وقت آن است که آسان گذرد
هر که از پیش شما میگذرد
پاچه اش گیر به جایی نکند
اگر از پیش خدا میگذرد